خرید بک لینک

همه در خویش وریا همه تشویش و سیاهی،

همه در خویش وریا همه تشویش و سیاهی،

ن کلامی نه خیالی
ن در این مزرعه ابی که طراوت بدهد
همه در زهد و دعا ،
همه در خویش وریا
همه تشویش و سیاهی،
تا کجا با خود از این خویش جدایی ،
مردم از فاصله ها دور و، بدانید که جز خویش چه ایی
همه در مکتب تزویر و ریا خاطره خواهید و خدا را به نمایی نه خدا ،
بلکه خطایی که چنان شیفته بر رکن خطایی ، که خدایید .
مردم این صبح و مسا را نتوان دید و ندانید
از دو رنگی چه خوشی را که نه هرگز به سه راهی ،
پس چه خواهی و نخواهی پی این دوز و کلک با خود با خویش و خیالید ،
بس کنید این همه بی عاری و خاری
به کجا می رسد این رکن تغاری
مردم این درد که دارید فقط درد شما نیست
بخدا از همه رنجی که نهانید و بدانید که دارید عیانید
مردم این پوشش و صد پرده گمان است که دارید
بخدا روزتر از روز بدین خفت و خاری که نهانید، عیانید
مردم این خدعه و نیرنگ به کس غیر خود هرگز نتوانید
پس بیایید دمی راه به خوبی و خوشی را بنگاریم
بنشینیم کمی با دگری غیر نباشیم
چه شود گر به خوداییم و بدانیم خودی را،
راز این نا خودی و غیره بدانیم
که چه با ما که چنین راه به بی راهه برانیم
روح اله سلیمی

برچسب: نویسنده: کسری محمدی تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 0:40

صفحه بندی